ویرایش و بازنویسی

ویرایش صوریِ متن فارسی با هوش مصنوعی: نیم‌فاصله، «ی/ک» و فاصله‌ها در مقیاسِ کتاب

۱۴۰۵/۰۷/۲۳ · 14 بازدید
ویرایش صوریِ متن فارسی با هوش مصنوعی: نیم‌فاصله، «ی/ک» و فاصله‌ها در مقیاسِ کتاب

چرا ویرایشِ صوریِ فارسی در مقیاسِ کتاب سخت است

در متنی کوتاه، ویرایشِ صوری مسئلهٔ دانش است: باید بدانی کدام شکل درست است. در کتاب، مسئلهٔ حافظه است: نمی‌توانی ده‌ها هزار واژه را در ذهن نگه داری و مطمئن باشی یک ترکیب را همه‌جا یک‌شکل نوشته‌ای. چک‌لیستِ سطحِ جمله در ویرایش خط‌به‌خط با هوش مصنوعی است؛ این مقاله دربارهٔ کتاب است.

  • نیم‌فاصله نامرئی است. «می‌شود» و «میشود» روی صفحه تقریباً یکی به نظر می‌رسند و دو رشتهٔ متفاوت‌اند. چشم نمی‌تواند بشماردشان.
  • محورهای متغیر زیاد است. فاصلهٔ کامل، نیم‌فاصله، بی‌فاصله؛ «ی» و «ک» فارسی در برابر «ي» و «ك» عربی؛ همزه؛ ارقام؛ فاصلهٔ پیرامونِ علائم. هر محور یک تصمیم است و تصمیمِ نگرفته در متن پخش می‌شود.
  • متن از جاهای مختلف می‌آید. فصل‌ها در سال‌های مختلف نوشته شده‌اند و هر منبع عادتِ نوشتاریِ خودش را آورده است.

پس خطای صوری در کتاب یک‌بار رخ نمی‌دهد؛ چون از یک عادت می‌آید، تکرار می‌شود. زشت است، اما قابلِ شمردن است — و هر چیزی که قابلِ شمردن باشد، کارِ ابزارِ الگوشناس است.

آنچه هوش مصنوعی در فارسی درست انجام می‌دهد

مدل زبانی در الگو خوب است و در قضاوت ضعیف. پس فقط کارِ الگو به آن بده.

  • شمارش و فهرست‌کردن. «هر جا این شکل آمده، با یک خطِ زمینه فهرست کن.» در مقیاسِ کتاب خسته نمی‌شود و از قلم نمی‌اندازد.
  • طبقه‌بندیِ موارد. چند صد مورد را در سبد بریز: نامِ خاص، نقلِ مستقیم، بدنه، نشانی اینترنتی، شعر. تصمیم بعد از طبقه‌بندی آسان است، نه قبلش.
  • دیدنِ چندشکلی. اصطلاحی که در کتاب به سه شکل نوشته شده از چشمِ انسان پنهان می‌مانَد. ارزشِ اصلیِ مدل همین‌جاست، نه در جای‌گذاری.
  • اجرای یک قراردادِ اعلام‌شده. «این ترکیب را همه‌جا به این شکل بنویس» را روی هزار مورد اعمال می‌کند، به‌همراهِ کارهای مکانیکی مثلِ برگرداندنِ «ي» و «ك».

کلیدِ کار: قرارداد را تو بگذار، مدل آن را اعمال کند. «هرجا لازم است درستش کن» یعنی مدل قراردادِ خودش را می‌آورد و تو نمی‌فهمی چه شد. جای این مرحله در نقشهٔ کاملِ ویرایش با هوش مصنوعی جدا مشخص شده است.

آنچه در فارسی خراب می‌کند

  • نیم‌فاصله را می‌خورد. بدترین نوعِ خطا، چون در خروجی دیده نمی‌شود: متن مرتب به نظر می‌رسد و نیم‌فاصله‌ها رفته‌اند. چاره بررسیِ نویسه‌به‌نویسه است، نه چشمی.
  • پیشوند و پسوند را کورکورانه جدا می‌کند. هر «می» پیشوند نیست («میوه»، «میان»، «میزان»)، هر «ها» پسوندِ جمع نیست («تنها»، «بها»، «گاه»)، هر «تر» پسوندِ تفضیل نیست («بستر»، «دفتر»).
  • عمدی‌ها را «اصلاح» می‌کند. شکسته‌نویسیِ دیالوگ، ضبطِ قدیمی در نقلِ مستقیم، نامِ برند، مصراعِ شعر، نشانی اینترنتی.
  • گزارشِ خودش مدرک نیست. می‌گوید کاری را کرد و نکرده، و خروجی باورپذیر است؛ همین خطرناکش می‌کند. تفاوتِ دو نسخهٔ متن مدرک است.
  • یکدستِ غلط می‌سازد. «همه را با نمونهٔ اول هم‌شکل کن» با نمونهٔ غلط، غلط را در همه‌جا پخش می‌کند، با اطمینانِ بیشتر.
  • مرزها را نمی‌بیند. نه بیرون از متن بررسی می‌کند و نه صفحه را می‌بیند؛ بخشی از مسئلهٔ نیم‌فاصله نمایشی است و مدل چیدمانِ دوطرفه را رندر نمی‌کند.

جمع‌بندی: با آن پیدا کن و فهرست کن، تصمیم را خودت بگیر، اعمال را بازرس‌پذیر بخواه.

ساختنِ سیاههٔ خطاهای تکرارشونده

پیش از آنکه چیزی را عوض کنی، یک سیاهه بساز: الگو، فراوانی، تصمیم.

  1. نمونهٔ پراکنده بردار، نه فصلِ اول. از آغاز، میانه و پایان، به‌علاوهٔ فصلی که شلوغ است.
  2. اول فراوانی، بعد اصلاح. مدل باید بگوید هر شکل چند بار آمده، با یک خطِ زمینه؛ در این مرحله چیزی عوض نمی‌شود.
  3. سه سبد. قاعده: یک شکل بی‌چون‌وچرا غلط است. قرارداد: هر دو درست‌اند و تو یکی را انتخاب می‌کنی. عمدی: می‌مانَد.
  4. تصمیم را با دلیلش ثبت کن. بدونِ دلیل، سه هفته بعد همان بحث را با خودت می‌کنی.
  5. سیاهه را به برگهٔ سبک وصل کن. نگه‌داشتنِ این تصمیم‌ها در طولِ پروژه موضوع برگهٔ سبک و یکدستیِ متن است.

برای رشته‌های ثابت، مثلِ شکلِ عربیِ «ی» یا فاصلهٔ دوتایی، «یافتنِ همه» کافی است و شمارشش دقیق. مدل را برای الگوهایی نگه دار که با یک رشتهٔ ثابت جست‌وجو نمی‌شوند. اگر مدل عددی داد، با جست‌وجوی متنی تأییدش کن. سیاهه معمولاً کوچک است: چند الگو، نه صد الگو.

الگوی پرامپتِ یکدست‌سازی

سه الگو کافی است؛ هر سه یک ویژگی دارند: خروجی باید بازرس‌پذیر باشد.

گزارش، بی هیچ تغییر

هر جا واژهٔ «...» با شکل‌های مختلف آمده را با یک خطِ زمینه فهرست کن و بنویس هر شکل چند بار آمده است. هیچ چیزی را تغییر نده و مواردِ مشکوک را جدا فهرست کن.

اعمالِ یک تصمیمِ اعلام‌شده

قرارداد: ترکیبِ «به کار» همیشه با فاصلهٔ کامل نوشته می‌شود و پسوندِ جمع با نیم‌فاصله، به‌جز «تنها»، «بها» و «گاه». این قرارداد را اعمال کن و خروجی را فهرستِ تغییر بده: هر تغییر با زمینهٔ قبل و بعد. هیچ تغییرِ دیگری نده و متن را بازنویسی نکن. هرجا مطمئن نیستی، تغییر نده و در فهرستِ «مشکوک» بنویس.

بازرسیِ خروجی

این فهرستِ تغییرات است. جدا از آن بگو قراردادِ بالا کجاها اشتباه اعمال شده: نامِ خاص، نقلِ مستقیم، نشانی اینترنتی، شعر و شکسته‌نویسی. برای هر مورد زمینه را بیاور.

دو قاعده: کار را فصل‌به‌فصل بده، نه یک‌باره روی کلِ کتاب؛ و تفاوتِ قبل و بعد را نگه دار تا بتوانی برگردی. بازرسیِ نمونهٔ تصادفی از هر فصل، همان خطاهای سیستماتیک را رو می‌کند.

جدول تصمیم

الگوسبدروشواگذاری به مدلبازرسیِ انسانی
«ي» و «ك» عربیقاعدهجست‌وجوی رشتهٔ ثابتبلهتأییدِ نهایی
نیم‌فاصلهٔ جاافتاده در پسوندهای جمع و تفضیلقاعده، با استثنامدل + سیاههٔ استثنابله، دسته‌اینمونهٔ تصادفی از هر فصل
دو شکلِ رایجِ یک ترکیب («به‌کار» و «به کار»)قراردادمدل، پس از تصمیمِ توبلهتصمیم روی نمونهٔ درست
املای نام‌های خاص و برندقراردادبرگهٔ سبکفقط شمارشصاحبِ نام تعیین می‌کند
ارقامِ لاتین در متنِ فارسیقراردادمدل یا جست‌وجوبلهمراقبِ نقلِ مستقیم و کد
نویسه‌های نامرئی: فاصلهٔ دوتایی، نیم‌فاصله، علامتِ جهتقاعدهابزارِ نویسه‌به‌نویسهنهبله، ضروری
شکسته‌نویسیِ دیالوگ و ضبطِ قدیمیعمدیهیچنهنه

خطرِ اصلی یکدست‌شدنِ غلط است، نه جاماندنِ یک خطا: غلطِ اعمال‌شده در سراسرِ کتاب اعتبارِ متن را زیرِ سؤال می‌برد. هر تصمیم را اول روی یک فصلِ نمونه امتحان کن و بعد به کلِ کتاب ببر.

اگر می‌خواهید همین یکدست‌سازیِ صوری را روی متنِ خودتان اجرا کنید، نویسپار متنِ شما را به ساختارِ کتاب می‌برد، فصل‌به‌فصل پیش می‌برد و تصمیم‌های سبکی و ویرایشِ نهایی را به خودتان می‌سپارد. نمونه‌های بیشتر در بلاگ نویسپار.
نوید
نویسنده
نوید

من نوید هستم؛ عاشق نویسندگی و کتاب‌خونی. همیشه دوست داشتم کتاب بنویسم، حالا با نویسپار خیلی خیلی کتاب می‌نویسم.

← بازگشت به بلاگ