نکات نویسندگی

سفرنامه به‌مثابهٔ اعتراف: چرا سفرنامه‌نویسان بزرگ از ترس‌های خود می‌نویسند

۱۴۰۵/۰۸/۰۷ · 2 بازدید
سفرنامه به‌مثابهٔ اعتراف: چرا سفرنامه‌نویسان بزرگ از ترس‌های خود می‌نویسند

یعنی ناصرخسرو قبادیانی سفرنامهٔ هفت‌ساله‌اش را با خوابی آغاز میکند، نه با منزل‌ها و مسافت‌ها. چهل‌ودو ساله بود، در جوزجان، و در خواب کسی او را از شراب بازداشت و به سوی کعبه خواند. آن چند سطر اعتراف — با ترس و شرمِ پس از بیداری — تنها بخشی از کتاب است که هزار سال بعد هم نقل می‌شود. فهرست شهرها را کسی از حفظ نمی‌خواند، لحظهٔ تسلیم‌شدن را می‌خوانند.

همین ساختار در سفرنامه‌های موفق امروز هم تکرار می‌شود: مکان بهانه است و آنچه خواننده دنبالش می‌گردد، راوی‌ای است که در برابر چیزی سر خم می‌کند. سفرنامه‌نویسی در بهترین حالتش شکلی از اعتراف است و دقیقاً همین ویژگی، آن را از بروشور گردشگری جدا می‌کند.

وقتی سفرنامه به تقویم تبدیل می‌شود

متنی که فقط می‌گوید از کجا به کجا، چند فرسخ، چند شب، و در فلان شهر چه بنایی هست، پس از دو فصل خواننده را خسته می‌کند؛ چون اطلاعات، جای انسان را گرفته است. در برابر، رابرت بایرن در «جادهٔ آکسیانا» با لحنی خودپسند و داوری‌های تند دربارهٔ معماری و آدم‌ها می‌نویسد و همان خودپسندی، کتاب را زنده نگه داشته است: خواننده می‌داند با کسی طرف است، نه با دوربین.

وی. اس. نایپل در «در منطقهٔ تاریکی» تا آنجا پیش می‌رود که بیزاری‌اش از هندِ نیاکانی را پنهان نمی‌کند؛ کتاب خشم برانگیخت، اما ماند، چون سند صادقانهٔ فروپاشی یک پیش‌داوری بود، نه نمایش یک سفر بی‌عیب. بروس چتوین هم در «در پاتاگونیا» جغرافیا را کنار می‌گذارد تا از بی‌قراری خودش بگوید. در همهٔ این نمونه‌ها، اعتراف نه بخشی از متن، بلکه موتور آن است.

چهار اعترافی که روایت را زنده می‌کند

  1. اعتراف به پیش‌داوری: راوی می‌گوید با چه انتظاری وارد شده و کجا آن انتظار شکسته است. خوانندهٔ شکاک با دیدن این شکست، به راوی اعتماد می‌کند.
  2. اعتراف به ترس و ناتوانی جسمی: بیماری، بی‌خوابی، ترس از گم‌شدن. این جزئیات، شجاعت را ادعا نمی‌کند؛ نشان می‌دهد.
  3. اعتراف به خطا در برابر میزبان: بدرفتاری، بی‌حوصلگی، سوءتفاهم زبانی. سفرنامه‌ای که همه‌جا خودش را محق می‌داند، خواندنی نیست.
  4. اعتراف به شکست سفر: نیکلا بوویه در «راه جهان» از کسالت، فرسودگی و پوچی مسیر هم می‌نویسد؛ چیزی که بیشتر سفرنامه‌ها حذف می‌کنند.

اجرا: اعتراف را کجای متن بگذاریم؟

ترتیب مهم است. اگر پیش از توصیف صحنه اعتراف کنید، خواننده احساس می‌کند موعظه می‌شنود؛ اگر اول صحنه را با جزئیات بیاورید و بعد واکنش خودتان را، اعتراف از دلِ تصویر بیرون می‌آید. و همچنین پیش‌داوری را در دیالوگ و رفتار نشان دهید، نه در جمله‌های توضیحی. جملهٔ «من آدمی بودم که به شهرهای کوچک بی‌اعتنا بودم» ضعیف است؛ صحنه‌ای که در آن تاکسی را رد می‌کنید و بعد مجبور می‌شوید پیاده برگردید، همان معنا را بدون ادعا می‌سازد.

قاعدهٔ کاری: اعتراف باید پیش از داوری بیاید، نه بعد از آن. اگر بعد از داوری بیاید، تبدیل به عذرخواهیِ تزئینی می‌شود.
اعتراف مؤثراعتراف نمایشی
پیش از داوری، تردید را نشان می‌دهدبعد از داوری، تردید را اعلام می‌کند
پیامد دارد؛ رفتار راوی عوض می‌شودبی‌پیامد است؛ فقط تواضع را به رخ می‌کشد
در جزئیات و کنش دیده می‌شوددر صفت و قید می‌ماند: «صادقانه بگویم…»

دو تلهٔ رایج

تلهٔ اول، فروتنیِ خودنمایانه است؛ جمله‌هایی که ظاهراً اقرارند و در واقع تعریف‌اند. تلهٔ دوم، اعترافی که هیچ چیزی را تغییر نمی‌دهد: اگر راوی پس از اقرار به بدرفتاری، همان رفتار را ادامه دهد، خواننده حس می‌کند شاهد نمایشی کاغذی است. اعتراف زمانی معتبر است که هزینه داشته باشد — دست‌کم هزینهٔ آبروی روایتگر در ذهن خواننده.

تمرین سه‌مرحله‌ای برای پیش‌نویس

  • یک بخش از سفرنامهٔ خود را که فقط توصیف مکان است انتخاب کنید.
  • در حاشیهٔ آن بنویسید در همان لحظه چه چیزی می‌ترسیدید و چه قضاوت نادرستی داشتید.
  • یکی از آن یادداشت‌ها را، بدون توضیح و بدون نتیجه‌گیری، بعد از توصیف صحنه بگذارید و بازخوانی کنید.

نتیجه‌گیری

سفرنامه‌ای که به تاریخ و مسیر بسنده می‌کند، با همان سفر از یاد می‌رود. آنچه می‌ماند صدای راوی است در لحظه‌ای که نقابش کنار می‌رود: وقتی می‌ترسد، وقتی اشتباه می‌کند، وقتی پیش‌داوری‌اش را زیر پا می‌گذارد. اعتراف، ترفندِ سبک نیست؛ سازوکار حقیقت‌نمایی در ادبیات سفر است. اگر نویسنده‌ای جسارتِ لو دادن خودش را داشته باشد، خواننده حاضر است هزار صفحه با او راه برود.

اگر می‌خواهید سفرنامه‌تان از توصیف مکان فراتر برود و صدای خودتان را حفظ کند، نوشتن پیش‌نویس اول را به نویسپار بسپارید و بعد با خیال راحت روی اعتراف‌ها و جزئیات انسانی متن کار کنید. نویسپار (nevispar.ir) برای همین مرحلهٔ دشوار ساخته شده است؛ نمونه‌های بیشتر را هم در بلاگ نویسپار ببینید.
خانم نیک‌نام
نویسنده
خانم نیک‌نام

سلام من نیک‌نام هستم، عاشق کتاب خوندن هستم و با بقیه راجع به کتاب خیلی صحبت می‌کنم. خوشحالم که در نویسپار هستم چون بچه‌های نویسپار اهل کتاب هستند و قدر کتاب را می‌دونند.

← بازگشت به بلاگ